بصير احمد دولت آبادى
331
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
« چون اين طايفه از صدمهء قتل و غارت بخت النصر بابلى كلدانى از ممالك شام و بيت المقدس جلاى وطن كرده و به جبال غور « 1 » رسيده و در جوار مردم غور كه از نسل ضحاك تازى بودند سكونت گرفتند . . . به مرور ايام فرقه غورى حليفى و برادرى افاغنه اختيار نموده نيكى و بدى ترويج و ازدواج و غيره با افاغنه مرسوم داشته و اصل و داخل افاغنه گشته معروف به افاغنه شدند . . . » « 2 » تاريخ سرزمين كنونى افغانستان فرازونشيب زيادى را طى كرده تا به اينجا رسيده است و باشندگان اصلى اين سرزمين در گذشته در سياست كشور چندان دخالتى نداشتهاند . ازاينرو بسيارى از تحليلگران جهانى ، حتى تحليلگران خودى اين سرزمين به اشتباهات بزرگى در مورد واژهها روبهرو هستند . يكى از مورخان افغان مىنويسد : « بدان كه قبل از دولت اهل اسلام چنانچه سابق نيز مذكور گرديده سواى ملك غور و ساغر و سياهبند و بادغيس تمام ممالك ميدانى و كوهستانى در افغانستان در تصرف قوم تاجيك و هزاره بودند . . . رفته رفته اقوام افاغنه بر اوطان و اماكن ايشان متصرف شده مالك املاك گرديدند ، الّا دامان شرقيهء كوه تخت سليمان و بر آن اقوام گهكر و هندوان بده ( بودا ) مذهب سكونت داشتند كه در عهد سلاطين غزنى و غور قلع و قمع و اجلاء آن به عمل آمده اوطان اين هردو طايفه نيز به تصرف افاغنه درآمدند ، مگر بعض اماكن كوهستانى واقع افغانستان مغربى كه جبال شامخ دشوار گذر بودند كه به دستور ، در دست تاجيك و هزاره باقى ماندند . چنانچه كوهستان
--> ( 1 ) . مورخان ديگر اين نظر را قبول ندارند و خاستگاه اين قوم را كوه سليمان مىدانند . ( 2 ) . تواريخ خورشيد جهان ، اثر شير محمد خان ابراهيم زى . چاپ پاكستان ، 1311 ه . ق .